
«ناگهان طلوع
كننده اى طالع گشت، درخشنده اى درخشيد، آشكار
شونده اى آشكار گرديد. آنچه
از جاده حق منحرف گشته
بود به راه راست بازگشت، خداوند
گروهى را به گروهى ديگر
تبديل كرد و روزگارى
را به روزگارى ديگر
دگرگون ساخت. و ما همانند
كسانى كه در خشكسالى،
چشم انتظار بارانند،
در انتظار اين دگرگونيها بوديم» خطبه 152 نهج البلاغه
آسمان آبی و آرام و زمین بی تاب است؛
کوچه لبریز ز نور،
خانه از عطر حضورت سرشار
امشب از آمدنت پنجره هم بی خواب است.
پشت این پنجره ها،
چشم ها مانده به راه...
همه مردم این شهر تو را می خوانند
گرچه کم!
لیک تو را می خواهند.
ای تو روح باران،
بهترین فرصت سر سبزی این شورستان
لحظه ای باش و ببار.
بر تن شب زده مان نور بکار
لحظه ای باش و ببار...
٦ شهریور ۱۳۸٦
- محمود
...... نظرات ()






