به نام روشنی بخش قلبها

امروز سالروز تولد م است

روز ها در توازی با زمان میشتابند تا مبادا از زمان عقب بیافتند روزها از کنار من و تو به سادگی عبور میکنند بی انکه تو حس کنی که روزی گذشت که تو قدر ان را ندانستی

آری روز ها میگذرند بی هیچ بازگشتی پس بر آن باش که خاطره این روز ها را زنده کنی آری محا ل است.........

روزی که یاد اور خاطراتیست برای تو و تو این روز را با تمام جزئیاتی که میتوان حس کرد بیاد می اوری

این روز را دوباره زنده کن شاید مرحم دل خسته ات را یافتی

به جستجوی روزی باش که خاطره ای را زنده کنی گویی که دوباره پا به جهان میگذاری

آری حتی تولد دوباره هم محال نیست..............

روزی که متولد شدم انقد ر عزیز نیست که.............روزی که تو را دیدم و عشق تمام وجود مرا مسحور خویش کرد

روزی خواهدامدکه من روز جاودانگی دوباره می نامم اش

روزی که تو را دوباره یا فتم این روزی ست که ......

چشمانی که مدتهاست نمی بارد... دیر زمانی ست که به تو خیره نمانده

آری

باز هم حلقه حلقه اشک بر چشمان من خواهد نشست

ان روز با تو خواهم گفت از نبودنت... در فراموشی ات بر من چه گذشت!

تصور لحظه دیدار تو در ان روز نا پیدامحال است...محال است بدانم که چگونه تو را خواهم دید!!

 

۱٦ آبان ۱۳۸۳ - محمود ...... نظرات ()