ای تو نزدیکتــر از مـن به خودم
بین ما این همه دیوار چراست؟
تو پرستار دل غم زده من بودی
نرگس چشم تو بیمار چراست؟
روی هر آیـــنه نقشـــی ز تو بود
اینک این نقش بگو تار چراست؟
من پـــر از دردم و انــدوه و سبب
ابر چشــمان تو پـر بار چراست؟
همه آبــــــــادی مـن کـار تو بـود
خــانــه ات در دل آوار چراسـت؟
هر شـب از قـصه تو می خوابـم
چشـم بیمار تـو بیدار چراست؟
تو بـگو ، تـا همــه را بـــردارم...
بین ما این همه دیـوار چراست؟
٢۱ دی ۱۳۸٧
- محمود
...... نظرات ()






