خیلی وقته که دیگه کسی به خوابم نمیاد

جوابی برای نامه های بی جوابم نمیاد

چه خیالای قشنگی که میدیدم با تو

تو کویر آرزوم حتی سرابم نمیاد

 

پرم از فصل زمستون و بهارم نمیاد

توی این تنهاییا هیشکی کنارم نمیاد

خیلی وقته که دلم تو سینه  فریاد نزده  

این دل شکسته هم دیگه به کارم نمیاد

 

خیلی وقته که دیگه اشکی به چشمام نمیاد

حتی واسه گلایه حرفی روی لبهام نمیاد

چشمه گرم نگاهم بی تو خشکید به خدا

واسه تو دست دعایی توی شبهام نمیاد

 

می دونم حتی خیالت دیگه اینجا نمیاد

دیگه حتی دل من با خود من را  نمیاد

من تو رو بخشیدمت به اون خدای مهربون

آخه نامهربونی به این دل ما نمیاد

آخه نامهربونی به این دل ما نمیاد...

 

٢۳ فروردین ۱۳۸۸ - محمود ...... نظرات ()